تبلیغات
مقالات مهندسی پزشکی ، برق ، الکترونیک ،علوم پایه ، علوم آزمایشگاهی ، پزشکی،روانشناسی - مطالب اختراعات

تجزیه و تحلیل مدار داخلی تلویزیون

1390/09/4 09:15

نویسنده : شهرام قاسمی
ارسال شده در: مقالات علمی آموزشی ، الکترونیک ، اختراعات ،

((منبع تغذیه))


برای تغذیه کردن بلوک های تشکیل دهنده یک تلویزیون نیاز یک منبع تغذیه می باشد که این بلوک از قسمت

های : 1- ورودی 220 ولت (برق شهر) 2-ترانس کاهنده 3-فیوز های محافظ 4-مدار یک سو ساز 45-خازن 

صافی 6-مدار رگولاتور 7- مدار مقایسه کننده 8-مدار نمونه گیر 9-یک فیلتر فعال 10-تقویت کننده و... 

تشکیل شده است.اساسا این بلوک به این صورت کار می کند که ابتدا ولتاژ 220 ولتی برق شهر توسط ترانس 

کاهنده به مقدار 24 ولت کاهش می یابد.پس پس از عمل یک سو سازی ولتژ AC به DC تبدیل شده و پس از 

صاف شدن توسط خازن صافی برای تثبیت آن به مدار رگولاتور اعمال می شود.اگر تغییراتی در خروجی 

ظاهر شود توسط مدار نمونه گیر و مدار مقایسه تشخیص داده می شود و سپس توسط مدار تقویت کننده و مدار 

رگولاتور این مشکل رفع می شود و به حالت قبل بر می گردد.در ورودی برق شهر یک فیوز 75/0 آمپر

قرار داردتا از ترانس محافظت کند.پس از کاهش دامنه سیگنال ورودی توسط ترانس کاهننده در ثانیه این 

ترانس یک مدار یک سو ساز D 901 تا D 904 قرار دارد C 905 یا خازن صافی می باشد و یک فیوز 2 

آمپر بعد از خازن صافی قرار دارد که از مدار تلویزیون محافظت می کند.R 901 به عنوان مقاومت راه انداز 

و Q 901 و Q 902 به عنوان مدار رگولاتور می باشد.Q 902 برای تقویت کنندگی و Q 904 برای تقویت 

کنندگی خطا و عمل مقایسه کنندگی را انجام می دهد که آمپر آن توسط یک دیود زنر به زمین و یک مقاومت 

به مثبت تغذیه وصل شده است تا ولتاژ مبنا را تامین کند.بین آن به یک مدار نمونه گیر که از VR 901 و دو 

مقاومتی که با آن سری شده متصل است و همچنین Q 903 به عنوتن یک فیلتر فعال برای منبع تغذیه عمل می 

کند.
((تیونر و بالون))

امواج RF از طریق آنتن وارد طبقه کادر آنتن و سپس وارد تیونر می شود چون آنتن دارای آمپدانس 300 

اهمی می باشد و امپدانس ورودی تلویزیون 75 اهمی می باشد برای تطبیق امپدانس از مدار بالون یا کادر آنتن 

استفاده می کنیم.این تلویزیون دارای 2 تیونر می باشد 1- تیونر VHF 2-تیونر UHF .
وظیفه تیونر این است که از میان امواج فضایی یک موج را انتخاب کند و آن را به فرکانس میانی تبدیل 

نماید.ورودی تیونر VHF امواج RF و B+ و AGC تاخیر و ورودی UHF و باید زمین باشد و خروجی 

های آن فرکانس میانی صوت و تویر و BU+ می باشد.تیونر VHF دارای 3 ترانزیستور که Qv03 به 

عنوان اسیلاتور و Qv02 جهت و همچنین درون آن مدارات هماهنگ وچود دارد تا فرکانس هی خاصی را 

انتخاب کنند.سیگنال RF وارد تیونری می شود البته قبل از یک فیلتر FM وجود دارد و فرکانس های FM را 

حذف می کند.سپس از مدار هماهنگ اول فرکانس مورد نضر عبور کرده و سپس از یک تقویت از مدار 

هماهنگ دوم هم عبور کرده و وارد بلوک میکسری می شود ورودی میکسر یک سیگنال RF و یک سیگنالی 

است که توسط اسیلاتور محلی ساخته می شود می باشد که خروجی میکسر تفاظل این دو فرکانس ورودی 

یعنی سیگنال IF می باشد که پس از یک طبقه فیلتر از طریق کابل کواکسیال وارد بورد تلویزیون می 

شود.تیونر UHF دارای چنین مداراتی است ولی چون فرکانس در آن بالاست به جای سلف در مدار هماهنگ

از صفحه های روزنه دار استفاده می شود و خروجی UHF به VHF و ترازیستور که برای اسیلاتور است 

استفاده نمی شود.
(( طبقه IF ))

سیگنال مرکب صوت و تصویر (9/38 و 4/33)به همراه سیگنال های مزاحم (9/31 و 4/40)از طریق

کابل کواکسیال از خروجی تیونر VHF وارد اولین طبقه بورد تلویزیون یعنی طبقه IF می شود.این طبقه

وظیفه دارد سیگنال های IF صوت و تصویر را تقویت کند و سیگنال های مزاحم را حذف کند و همچنین 

عمل جداسازی سیگنال مرکب از روی کریر (جدا کردن تصویر از روی کریر)و ساخت فرکانس IF تفاظلی 

صوت 5/5 MHZ را انجام دهد.ورودی این طبقه سیگنال مرکب صوت و تصویر و امواج مزاحم و AGC

تاکیدی می باشد.خازن C 101 به عنوان خازن کوپلاژ می باشد و L 101 و C 102 و C 103 به عنوان 

یک فیلتر میان گذلر جهت عبور فرکانس های میانی و مزاحم می باشد.L 102 و C 105 یک فیلتر ترکیبی 

می باشد که فرکانس صوت 4/33 مگاهرتز را به اندازه 20 دسیبل تضعیف می کند تا از تداخل فرکانس های

صوت و تصویر در مراحل بعدی جلوگیری شود.مقاومت R 102 و C 107 و C 106 و L 103 به عنوان 

یک فیلتر P مانند می باشد که فرکانس صوت ما قبل 4/40 را حذف می کند.ترانزیستور Q 101 به عنوان

اولین تقویت کننده IF می باشد که در کلاس A کار می کند که در امیتر این ترانزیستور R 103 جهت 

پایداری حرارتی و C108 خازن بایپس می باشد.بیس این ترانزیستور از طریق R 104 به امیتر Q 102

جهت کلکتور Q 101 از طریق مقاومت R 106 از طریق سلف L 105 بایاس می شود.دومین تقویت کننده 



ادامه مطلب

دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

مدارهای ترتیبی

1390/09/4 08:26

نویسنده : شهرام قاسمی
ارسال شده در: اختراعات ، الکترونیک ،
مدارهای ترتیبی

همونطور كه میدونید هر وقت در مدار منطقی ، خروجی علاوه بر ورودی به حالت های گذشته مدار وابسته باشه رو مدار منطقی ترتیبی می نامیم . مدارهای ترتیبی بعنوان سلولهای حافظه معروف هستن ، چرا كه در مدارهای ترتیبی بر خلاف مدارهای تركیبی ، خروجی علاوه بر ورودی فعلی ، به ورودی های قبلی هم وابسته هست و قادر به حفظ اطلاعات و ذخیره ی اون هاست . فیلیپ فلاپ ها اساس مدارهای ترتیبی رو تشكیل می دند .

مدارهای ترتیبی به دو نوع اساسی تقسیم می شن . مدارهای ترتیبی كه با تغییر سیگنال ورودی ، تغییر می كنن رو مدار آسنكرون یا ناهمزمان و مدارهای ترتیبی كه علاوه بر سیگنال ورودی به سیگنال گسسته زمانی وابسته هستند رو مدارهای سنكرون یا همزمان می نامند.

عناصر حافظه كه در مدارهای ترتیبی آسنكرون  بكار میره فیلیپ فلاپ هستش كه این فلیپ فلاپ ها می تونن یك بیت اطلاعات رو بصورت باینری ذخیره كنن . مدار فیلیپ فلاپ دو تا خروجی داره كه یكی برای مقدار عادی و دیگری برای مقدار مكمل بیت ذخیره شده بكار می ره.اطلاعات باینری به صورت های مختلف وارد فیلیپ فلاپ می شه كه این امر منجر بوجود اومدن انواع مختلف فیلیپ فلاپ می شه.

اساس گیت پایه فیلیپ فلاپ ها از نوع گیت NAND , NOR هستش و فیلیپ فلاپ های مختلف بر اساس گیت پایه ای NAND یا NOR  ساخته می شن.

یكی از انواع فیلیپ فلاپ ها فیلیپ فلاپ نوع RS آسنكرون هستش كه دیاگرام لاجیك ، سمبل مداری و جدول صحت نوع NOR اون رو در شكل زیر می بینید.

با توجه به جدول صحت و عملكرد فیلیپ فلاپ نكات زیر قابل توجه هستش :

1- باصفر شدن ورودی RوS در صورتیكه مقدار حالت فعلی خروجی فیلیپ فلاپ صفر باشه ، مقدار آینده خروجی فیلیپ فلاپ تغییری نمی كنه و صفر باقی می مونه.

2- با صفر شدن ورودی RوS در صورتیكه مقدار حالت فعلی خروجی فیلیپ فلاپ یك باشه مقدار آینده خروجی فیلیپ فلاپ تغییری نمی كنه و یك باقی می مونه.

3- بند یك و دو بالا ، نان دهنده ی حفظ اطلاعات در فیلیپ فلاپ در دو موقعیت بالاست و این مطلب مؤید ذخیره كنندگی فیلیپ فلاپ هستش.

4- هر گاه ورودی RوS مساوی یك منطقی بشه بدون در نظر گرفتن مقدار حالت فعلی (Q(t)) ، خروجی مساوی با  Q(t+1) = Q(t+1) هستش.

5-   با توجه به موارد بالا دیاگرام زمانی فیلیپ فلاپ RS رو به شكل زیر رسم می كنیم.

 

در شكل بالا مدار فیلیپ فلاپ RS آسنكرون با گیت پایه ای NAND  رو هم می بینید + جدول صحت اون رو بر اساس حالت فعلی (Q(t)) .

كه با توجه به جدول صحت و عملكرد فیلیپ فلاپ ، نكات زیر قابل توجه هستش :

1-  با 1 شدن ورودی RوS در صورتیكه مقدار حالت فعلی خروجی فیلیپ فلاپ صفر باشه ، مقدار آینده خروجی فیلیپ فلاپ تغییری نمی كنه و صفر باقی می مونه.

2-  با 1 شدن ورودی RوS در صورتیكه مقدار حالت فعلی خروجی فیلیپ فلاپ 1 باشه مقدار آینده خروجی فیلیپ فلاپ تغییری نمی كنه و 1 باقی نمی مونه .

3-  بند یك و دو بالا نشانگر حفظ اطلاعات در فیلیپ فلاپ در دو موقعیت فوق هستش و این مطلب مؤید ذخیره كنندگی فیلیپ فلاپ هستش.

4-  هرگاه ورودی RوS مساوی صفر منطقی بشه بدون در نظر گرفتن مقدار حالت فعلی (Q(t)) ، خروجی آینده مساوی با Q(t+1) = Q(t+1)

.

 

فیلیپ فلاپ نوع RS سنكرون هم یكی دیگه از انواع فیلیپ فلاپ هاست . در این نوع علاوه بر ورودی های اطلاعات یك ورودی به نام ورودی كلاك یا پالس ساعت وجود داره ، تغییر حالت فیلیپ فلاپ پس از اعمال این پالس و با توجه به نحوه ی تحریك ورودی انجام می شه.

در شكل زیر مدار فیلیپ فلاپ سنكرون RS با گیت پایه ای NOR و دیاگرام زمانی  اون نشون داده شده.

 

یك نوع دیگه از فیلیپ فلاپ فیلیپ فلاپ نوع JK هستش كه از اون برای رفع معایب فیلیپ نوع RS  استفاده می شه ، این فیلیپ فلاپ یك فیلیپ فلاپ عمومی هستش بطوری كه عملا به كمك این فیلیپ فلاپ می تونیم عملكرد فیلیپ فلاپ های دیگه رو تولید كنیم.

تو شكل زیر مدار منطقی و جدول صحت فیلیپ فلاپ JK رو می بینید.

 

فیلیپ فلاپ های نوعیا  Toggale و نوع D  از انواع دیگه ی فیلیپ فلاپ ها هستن.

از دیگر اجزایی كه در ساخت مدارهای ترتیبی استفاده می شن رجیستر ها هستند . رجیستر مداری هستش كه می تونه چند بیت اطلاعات رو در خودش نگه داره ، این مدار از چند عنصر تشكیل می شه كه هر عنصر جای ذخیره ی یك بیت اطلاعات هستش . این عناصر به صورت رشته ثابتی به هم متصل هستن .سیگنال های كنترلی در تمام عناصر مشتركه و موجب ورود اطلاعات به همه ی بیت های رجیستر می شه . عنصر ذخیره كننده یك بیت اطلاعات رو ، فیلیپ فلاپ می گن . به این ترتیب برای یك رجیستر n بیتی باید n فیلیپ فلاپ رو در كنار یكدیگه قرار بدیم و سیگنال های ورودی و خروجی اطلاعات به این فیلیپ فلاپ ها بطور مشترك به هم وصل می شن.

از جمله سیگنالهای كنترلی برای فیلیپ فلاپ ها clear هستش كه همونطور كه از اسمش پیداست وظیفش پاك و آماده كردن فیلیپ فلاپ هستش. همچنین سیگنال ساعت برای انتقال اطلاعات ورودی به خروجی فیلیپ فلاپ استفاده می شه . اگه چندین فیلیپ فلاپ در كنار هم قررا بگیرن یك رجیستر ساخته می شه ، در این حالت سیگنال های فوق به یكدیگر وصل و از یك نقطه مشترك فرمان می گیرن . 

از امكاناتی كه اغلب رجیسترها دارند قابلیت انتقال یا جابجایی محتویات اونهاست و رجیستری كه این قابلیت رو داره رجیستر انتقالی یا شیفت رجیستر نامیده می شه.

انواع رجیسترها هم شامل :

-       شیفت رجیستر PIPO یا Parallel Input Parallel Output

-       شیفت رجیستر SISO یا Serial Input Serial Output

-       شیفت رجیستر PISO یا  Parallel Input Serial Output

-       شیفت رجیستر SIPO یا Serial Input Parallel Output

 

شمارنده ها یا كانتر ها  هم از دیگر اجزای ساختاری مدارهای ترتیبی هستند . اصولا شمارنده ها از مدارهای ترتیبی هستند كه ورودی نداشته و از خروجی های فیلیپ فلاپ  برای تغذیه شمارنده مورد استفاده قرار میگیره. باید توجه داشت كه فقط پالس ساعت از خارج یا از مدارهای داخل به شمارنده اعمال می شه ، بنابراین با اعمال هر پالس ساعت ، شمارنده می شمره.

همونطور كه می دونید و می شه حدس زد شمارنده ها برای كنترل واحدهای صنعتی و مصارف دیگه مورد استفاده قرار می گیرن ، بعنوان مثال برای اتوماتیك كردن پروسه های صنعتی مثل ستاره به مثلث در موتورها ، كنترل چراغ راهنما در چهار راه ها و جابجایی اتوماتیك سیستم اضطراری و شبكه برق سراسری در یك واحد صنعتی و ... می تونن كه مورد استفاده قرار بگیرن.

ساخت شمارندهها توسط هر یك از فیلیپ فلاپ های D,JK,T,RS امكان پذیره ، برای این منظور با توجه به تعداد بیت های قابل شمارش و روند شمارش و همچنین جداول حالت فیلیپ فلاپ قابل طراحی هستش.

با توجه به طولانی شدن این بحث در پست بعدی در رابطه با انواع حافظه ها و همینطور مدارهای تركیبی بحث خواهیم كرد و بعد از اون هم به برنامه نویسی plc خواهیم رسید.

پیروز و سرافراز باشید ، كه البته این در گرو دانایی و هوشیاری شماست ، پس امیدوارم كه هوشیار



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -

لطفا مطالعه کنید

1390/08/30 22:57

نویسنده : شهرام قاسمی
ارسال شده در: کمک های اولیه و اورژانسی ، تجهیزات پزشکی ، مقالات علمی آموزشی ، مقالات آموزش سخت افزار ، آموزش تعمیرات کامپیوتر ، آموزش شبکه ، ترفندهای کامپیوتری ، امنیت وشبکه ، اختراعات ، الکترونیک ، روباتیک ، پزشکی ، دارو شناسی ، ورزش و تغذیه ، گیاه شناسی ، روانشناسی ، مد و زندگی ، روش های موفقیت ، داروهای موضوعی ، دارو های گیاهی ، کمک های اولیه ، بارداری و بچه داری ، دانستنیهای پزشکی ، ازدواج و خانواده ، پوست ، مو ، زیبایی ، مهارت های زندگی ، مسائل جنسی در خانواده ، خصوصیات اقلیمی گیاهان ، روشهای مطالعه صحیح ، دل نوشت ،



دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: 1390/11/8 10:09

لامپهای مهتابی

1390/08/26 16:28

نویسنده : شهرام قاسمی
ارسال شده در: اختراعات ، الکترونیک ،

 امروزه روشنایی بسیاری از مکان ها توسط لامپ های فلئورسان صورت می گیرد. لزوم آشنایی با اتفاقات درون آن برای یک دانشجوی رشته ی برق بر کسی پوشیده نیست؛ در پایان این مقاله می دلیل داغ نشدن این لامپ ها نسبت به نوع نئونی را خواهید دانست. همچنین دلیل تاثیر بیشتر این لامپ ها نسبت به لامپ های نئونی را خواهید یافت. درباره ی ارتباط تکنولوژی های به کار رفته در انواع دیگر لامپ ها با لامپ فلئورسان نیز می نویسم.

 

 


لامپ مهتابی


 نور:

 

برای یادآوری بد نیست درباره ی نور بنویسم. نور نوعی از انرژی است که می تواند از یک اتم خارج شود. این ازتعداد زیادی ذره های کوچک مثل بسته هایی که دارای انرژی و اندازه حرکت هستند ولی جرمی ندارند. این ذرات فوتون های نوری نام دارند و واحد های اساسی نور هستند

 

اتم ها وفتی فوتون آزاد می کند که الکترون های آن ها برانگیخته شود. الکترون ها ترازهای انرژی متفاوتی دارند که به چند عامل وابسته است از جمله سرعت آن ها و فاصله ی آن ها از هسته. الکترون های با ترازهای متفاوت انرژی اوربیتال های مختلفی را اشغال می کنند. به طور کلی الکترون با انرژی بالاتر در اوربیتال دورتری نسبت به هسته قرار دارد.

 

مدل اتم


وقتی اتمی انرژی بگیرد یا از دست بدهد، این با تغییر سرعت آن دیده می شود. دریافت انرژی (گرما برای مثال) ممکن است باعث شود به طور لحظه ای آن را  به یک اوربیتال بالاتر (دورتر از هسته) ببرد. الکترون  فقط برای کسری از ثانیه در اوربیتال بالاتر باقی می ماند و به اوربیتال اصلی خودش بر می گردد. البته با برگشت خود انرژی دریافتی را به صورت فوتون آزاد می کند که در برخی موارد فوتون نوری است.

 

طول موج نور گسیل شده به مقدار انرژی خارج شده بستگی دارد که این هم به مکان قرارگیری الکترون وابسته است. در نتیجه انواع گوناگون اتم ها فوتون های نوری متفاوتی را آزاد می کنند. به عبارت دیگر رنگ نور با نوع اتم برانگیخته شده مشخص می شود.

 

این مکانیزم اساسی کاری اکثر منابع نوری است.تفاوت اصلی این منابع در فرآیند برانگیختن اتم هاست. در یک منبع نور نئونی مثل لامپ های حبابی یا لامپ گازی اتم ها با گرما تحریک می شوند؛ در light stick  با واکنش شیمیایی این کار انجام پذیرد. در لامپ های فلئورسان از یکی از خلاقانه ترین سیستم ها در تحریک اتم ها استفاده می شود..

 

داخل لامپ ها:

 

المان اصلی لامپ فلئورسان یک لوله ی شیشه ای کاملا درز بندی شده است. این لوله حاوی مقدار اندکی جیوه و یک گاز نجیب (معمولا آرگون) است که در فشار خیلی کمی نگه داشته شده اند. با پودر فسفر داخل این لامپ را پوشانده اند. دارای دو الکترود است که در انتهای لامپ قرار دارند و به مدار الکتریکی متصل می شوند. تغذیه ی مدار الکتریکی آن ،که در ادامه بیشتر از آن خواهم گفت، با یک منبع تغذیه متناوب است.

 


 

وقتی لامپ را روشن می کنید، جریان از طریق مدار الکتریکی به داخل الکترودها شارش می کند. یک ولتاژ قابل توجهی دو سر الکترودها ایجاد شده لذا الکترون ها از یک انتها به طرف دیگر ( در داخل گاز)  می روند. این انرژی مقداری از جیوه را از حالت مایع به گازی تبدیل می کند. هنگام حرکت الکترون ها و اتم های باردار داخل لامپ، تعدادی با اتم های گازی جیوه برخورد می کنند. این برخورد اتم ها را برانگیخته می کند و الکترون ها را به تراز انرژی بالاتر می برد و همانگونه که در ابتدا گفته شد با بازگشت الکترون ها به اوربیتال اصلی فوتون های نوری از خود آزاد می کنند.

 

گفتیم که طول موج فوتون گسیلی به نوع قرارگیری اتم بستگی دارد. الکترون های اتم جیوه به گونه ای قرار گرفته اند که بیشتر فوتون هایی با طول موج در رنج ماورای بنفش آزاد می کنند. این نور مرئی نیست، پس باید به نور مرئی تبدیل شود.

 

فلسفه ی وجود لایه ی فسفری داخل لامپ اینجا مشخص می شود. الکترون های فسفر هنگام قرار گرفتن در معرض فوتون های گسیلی از الکترون های اتم جیوه به اوربیتال بالاتر رفته و هنگام بازگشت فوتون نوری مرئی (سفید) آزاد می کنند. البته تمام انرژی دریافتی از فوتون های آزاد شده از اتم جیوه به صورت نور آزاد نمی شود بلکه مقداری از آن در برخورد با لایه ی فسفری به صورت گرما هدر می رود. کارخانه ها نور لامپ با انتخاب ترکیبات مختلف فسفر تغییر می دهند.

 

  

http://static.howstuffworks.com/flash/fluorescent-lamp-particles.swf

 

 

لامپ های نئونی مرسوم نیز مقدار قابل توجهی نور ماورای بنفش ساطع می کنند ولی آن ها آن را به نور مرئی تبدیل نمی کنند. لذا مقدار زیادی از انرژی بدون آنکه نقشی در روشنایی داشته باشد هدر می رود. لامپ فلئورسان نور ماورای بنفش خود را به کار می گیرد و موثرتر است. لامپ های نئونی انرژی بیشتری نیز نسبت به لامپ های فلئورسان به صورت گرما تلف می کنند. روی هم رفته یک لامپ فلئورسان 4 تا 6 برابر موثرتر از لامپ نئونی است.با این حال مردم در خانه هاشان از لامپ های نئونی استفاده می کنند چون نور ملایم تری ایجاد می کند. نوری با قرمزی بیشتر و آبی کمتر.

 

 

  

گفتیم تمام سیستم لامپ فلئورسان به جریان شارش شده داخل لامپ بستگی دارد. در قسمت بعدی خواهیم دید که لامپ فلئورسان چه چیزهایی برای تولید آن نیاز دارد.

 

 

آماده سازی گاز!:       

 

جریانی که تا به حال صحبت آن بود از مدیومی گازی می گذرد و هادی های گازی با هادی های جامد در برخی موارد تفاوت دارند. در هادی جامد حامل های جریان الکترون ها هستند در حالی که در نوع گازی علاوه بر الکترون های آزاد، یون ها نیز در هدایت الکتریکی نقش دارند. برای ایجاد جریان در لامپ فلئورسان به دو چیز نیاز داریم:

 

1-   الکترون های آزاد و یون ها

 

2-   اختلاف پتانسیل بین دو سر لامپ

 

به طور کلی مقدار اندکی الکترون آزاد و یون در گاز وجود دارند زیرا اتم ها به طور طبیعی خنثی هستند. بنابراین گذراندن جریان از اغلب گازها دشوار است. پس اولین چیزی که باید تولید شود حامل جریان در دو الکترود است.

 

 

 

روشن کردن آن:

 

در طراحی کلاسیک لامپ فلئورسان از یک استارتر برای روشن سازی لامپ استفاده می شود. می توانید در دیاگرام پایینی ببینید این سیستم چگونه کار میکند.

 


هنگامی که لامپ را روشن کنیم جریان از طریق مدار بایپس داخل الکترودها شارش می کند. این الکترودها رشته های (فیلامان های) ساده ای هستند که می توانید در لامپ نئونی ببینید. با عبور جریان فیلامان ها داغ شده و الکترون ها را از سطح آهنی خود رها کرده و به داخل لامپ می فرستد که گاز را نیز یونیزه می کند.

حال ببینیم در استارتر چه می گذرد. استارتر مرسوم یک لامپ تخلیه ای کوچک است که از نئون یا گاز دیگری تشکیل شده است. این لامپ دارای دو الکترود است که روبروی هم قرار دارند.  وقتی در آغاز ولتاژ دو سر آن بیفتد قوص الکتریکی ایجاد شده مسیر جریان ایجاد می شود. این قوص به شکلی همانی است که در مقیاس بزرگ تر باعث روشن شدن لامپ فلئورسان می شود.

 

 


 سوئیچ استارتر


از الکترودها ورقه ای از نوع بی متال است و هنگام گرم شدن خم می شود. آن مقدار گرمای ایجاد شده از جرقه کافیست تا این الکترود دا الکترود دیگر تماس برقرار کند. لذا دیگر جرقه ای ایجاد نشده و این باعث سرد شدن نوار بی متال شده و اتصال دو کنتاکت قطع می شود.

هنگامی که مدار باز می شود فیلامان گاز داخل لامپ را یونیزه کرده و مدیومی، هادی الکتریسیته ایجاد کرده است.لامپ تنها به یک ضربه ی ولتاژ بین الکترودها نیاز دارد تا یک قوص الکتریکی ایجاد کند. این ضربه نوسط بالاست (چوک)، ترنسفورمری که در مدار قرار دارد، زده می شود.

وقتی جریان از مدار بایپس می گذرد، میدان مغناطیسی را در داخل چوک ایجاد می کند. این میدان توسط جریان در حال شارش حفظ می شود. باز شدن سوئیج استارت باعث قطع شدن جریان داخل چوک می شود انرژی ذخیره شده در میدان مغناطیسی به صورت ولتاژ بزرگی دو سر چوک آزاد می شود که میزان اختلاف ولتاژ لازم را برای تشکیل قوص الکتریکی درون لامپ فلئورسان را فراهم می کند و از این به بعد به جای عبور جریان از مدار بایپس، از داخل لامپ فلئورسان خواهد گذشت. این باعث حرکت الکترون های آزاد و برخورد آن ها با اتم ها و تشکیل فضایی از یون ها و الکترون های آزاد می شود (پلاسما). با برخورد الکترون ها با فیلامان ها، آن دو گرم باقی مانده و به گسیل الکترون به داخل پلاسما ادامه می دهند.


 


تنها مشکل این نوع لامپ ها این است که برای روشن شدن چند ثانیه زمان لازم دارند. امروزه اغلب لامپ های فلئورسان به گونه ای طراحی می شوند که مینیمم زمان را برای روشن شدن بگیرند. در قسمت بعدی در باره ی این خواهم نوشت.

 

عملکرد سریع

 

امروز، طراحی لامپ های فلورسان به گونه ای است که زمان روشن شدن آن ها سریع باشد. این طراحی دارای اصولی مانند همان لامپ فلورسان دارای استارتر قدیمی است، ولی این دارای سوئیچ استارتر نیست و به جای آن بالاست لامپ، جریان را داخل دو الکترود به طور ثابت برقرار می کند. این شارش جریان به گونه ای تنظیم شده که بین دو الکترود اختلاف ولتاژ ایجاد می کند.

 

وقتی لامپ فلورسان روشن می شود، هر دو فیلامان به سرعت داغ می شوند و شروع به گسیل الکترون ها می کنند که گاز درون لامپ را یونیزه می کند. وقتی که گاز یونیزه شد اختلاف ولتاژ بین الکترودها یک قوص الکتریکی ایجاد می کند. ذرات شارش کننده باردار (قرمز) اتم های جیوه (نقرهای) را تحریک کرده، فرآیند روشن شدن را آغاز میکنند.




دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: لامپهای مهتابی ،
آخرین ویرایش: - -

شارژ ساده باتری اتومبیل

1389/06/5 19:59

نویسنده : شهرام قاسمی
ارسال شده در: اختراعات ،

 




دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: شارژ ساده باتری اتومبیل ،
آخرین ویرایش: - -



Check Google Page Rank

تصویر ثابت