تبلیغات
مقالات مهندسی پزشکی ، برق ، الکترونیک ،علوم پایه ، علوم آزمایشگاهی ، پزشکی،روانشناسی - مطالب پزشکی

رشد شخصیت از نظر غریزه جنسی - شماره ۲

1389/07/29 12:51

نویسنده : شهرام قاسمی
ارسال شده در: مهارت های زندگی ، روانشناسی ، پزشکی ، دانستنیهای پزشکی ،

سعدی می‏گوید :


هر كه عشق اندر او كمند انداخت 
بمراد ویش به باید ساخت 
هر كه عاشق نگشت ، مرد نشد 
نقره فائق نگشت تا نگداخت 

یا مثلا حافظ می‏گوید :
بلبل از فیض گل آموخت سخن ، ورنه نبود این همه قول و غزل ، تعبیه‏ در منقارش ادبیات جهان پر است از این تعبیرات . عشق را ، هم غربی ستایش كرده ، هم شرقی ، اما با این تفاوت كه ستایش‏ غربی ، از آن نظر است كه وصال شیرین در بر دارد ، و حداكثر از آن نظر كه‏ به از میان رفتن خودی فردی كه همواره زندگی را مكدر می‏كند و به یگانگی در روح منجر می‏شود ، و دو شخصیت بسط یافته و یكی شده توأم با یكدیگر زیست‏ می‏كنند و از حداكثر لطف زندگی بهره‏مند می‏گردند .


اما ستایش شرقی از این نظر است كه عشق فی حد ذاته مطلوب و مقدس است : به روح ، شخصیت و شكوه می‏دهد ، الهام بخش است ، كیمیا اثر است ، مكمل است ، تصفیه كننده است ، نه بدان جهت كه وصالی‏ شیرین در پی دارد و یا مقدمه همزیستی پر از لطف در روح انسانی است ، از نظر شرقی اگر عشق انسان به انسان مقدمه است ، مقدمه معشوقی عالیتر از انسان است و اگر مقدمه یگانگی و اتحاد است ، مقدمه یگانگی و وصول به‏ حقیقتی عالی‏تر از افق انسانی است .

 خلاصه اینكه در مسئله عشق نیز مانند بسیاری از مسائل دیگر طرز تفكر شرقی‏ و غربی متفاوت است ، غربی در عین اینكه در آخرین مرحله ، عشق را از یك‏ شهوت ساده جدا می‏داند و به آن صفا و رقتی روحانی می‏دهد ، آنرا از چهارچوب مسائل زندگی خارج نمی‏سازد ، و به چشم یكی از مواهب زندگی‏ اجتماعی به آن می‏نگرد ، اما شرقی عشق را در مافوق مسائل عادی زندگی جستجو می‏كند .

 اگر آن فرضیه را بپذیریم كه می‏گوید عشق از لحاظ ریشه و هم از لحاظ كیفیت ، هدف و آثار ، جز غریزه جنسی نیست ، عشق در اخلاق جنسی فصل جداگانه‏ای نخواهد داشت ، آنچه درباره لزوم و عدم لزوم‏ پرورش غریزه جنسی ، گفته شد در این باره كافی است . و اما اگر عشق را از لحاظ ریشه و لااقل از لحاظ كیفیت و آثار روانی اجتماعی ، با غریزه‏ جنسی مغایر دانستیم ناچاریم فصل جداگانه‏ای برای لزوم و عدم لزوم پرورش‏ این استعداد باز كنیم . لزوم اشباع غریزه جنسی كافی نیست كه عشق را مجاز بشماریم ، همچنانكه اشباع غریزه جنسی برای پرورش این حالت نیمه معنوی‏ كافی نیست و محرومیت از این موهبت ممكن است عوارضی داشته باشد كه با اشباع حیوانی غریزه جنسی چاره پذیر نیست .

راسل در زناشوئی و اخلاق می‏گوید : " كسانیكه هرگز از وحدت صمیمانه و عمیق رفاقت پرشور یك عشق طرفینی بوئی نبرده‏اند ، در حقیقت شیرینی‏ جنبه‏های زندگی را نچشیده‏اند و بی آنكه خود بدانند محرومیت از آن ، عواطف آنان را بسوی قساوت ، حسادت و زورگوئی سوق می‏دهد " . معمولا گفته می‏شود كه مذهب دشمن عشق است ، باز طبق معمول این دشمن‏ اینطور تفسیر می‏شود كه چون مذهب ، عشق را  با شهوت جنسی یكی می‏داند و شهوت را ذاتا پلید می‏شمارد ، عشق را نیز خبیث می‏شمارد . ولی چنانكه می‏دانیم این اتهام درباره اسلام صادق نیست ، درباره مسیحیت‏ صادق است ، اسلام شهوت جنسی را پلید و خبیث نمی شمارد تا چه رسد به عشق‏ كه یگانگی و دوگانگی آن با شهوت جنسی مورد بحث و گفتگو است .


اسلام محبت عمیق و صمیمی زوجین را به یكدیگر محترم شمرده و به آن توصیه‏ كرده است و تدابیری به كار برده كه این یگانگی و وحدت هر چه بیشتر و محكمتر باشد . نكته‏ای كه در اینجا هست و از آن غفلت شده این است : علت اینكه‏ گروهی از معلمان اخلاق با عشق از نظر اخلاقی به مخالفت برخاسته‏اند و لا اقل‏ آنرا اخلاقی نشمرده‏اند ضدیت عقل و عشق است . عشق آنچنان سركش و نیرومند است كه هر جا راه پیدا می‏كند به حكومت سلطه عقل خاتمه می‏دهد ، عقل‏ نیروئی است كه به قانون فرمان می‏دهد و عشق باصطلاح تمایل به آنارشی دارد و پابند هیچ رسم و قانونی نیست ، عشق یك نیروی انقلابی انضباط ناپذیر آزادی طلبی است ، علیهذا سیستم‏هائی كه اساس خود را بر پایه عقل گذاشته‏اند نمی‏توانند عشق را تجویز كنند .

عشق از جمله اموری‏ است كه قابل توصیه و تجویز نیست ، آنچه در مورد عشق قابل توصیه است‏ این است كه اگر به حسب تصادف و به علل غیر اختیاری پیش آید ، شخص‏ باید چگونه عمل كند تا حداكثر استفاده را ببرد و از آثار مخرب آن مصون‏ بماند . مطلب عمده‏ای كه در اینجا هست رابطه عشق و عفت است . آیا عشق به‏ مفهوم عالی و مفید خود در محیط های به اصطلاح آزاد ، بهتر رشد می‏یابد و یا عشق عالی توأم با عفت اجتماعی است ، محیط هائی كه در آنجا زن به حال‏ ابتذال در آمده است ، كشنده عشق عالی است ؟ این مطلبی است كه در قسمت آینده كه آخرین قسمت این بحث است مطرح‏ خواهد شد .


دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: رشد شخصیت از نظر غریزه جنسی - شماره ۲ ، آموزش مسائل جنسی ، مسائل جنسی ، مسائل جنسی مردان ، مسائل جنسی خانم ها ، مسائل جنسی در کودکان ، مسائل جنسی دختران ، مسائل جنسی پسرها ،
آخرین ویرایش: - -

بایدها و نباید ها در روابط دختران و پسران

1389/07/29 12:51

نویسنده : شهرام قاسمی
ارسال شده در: مهارت های زندگی ، روانشناسی ، پزشکی ، دانستنیهای پزشکی ،

بایدها و نباید ها در روابط دختران و پسران

 

با بررسی روابط موجود بین دو جنس مذكر و مؤنث در جامعه ما ، می توان دسته های مختلفی از رفتار را مشاهده كرد  كه هریك از این نوع برخوردها ارتباط مستقیمی با عوامل تعیین كننده رفتار ، از جمله سطح تحول شخصیت، سطح تحول هوش،و تراز فرهنگی انسان دارد . دسته های مهم در برخوردهای بین دودختر و پسرعبارتند از:

1-  برخورد مبتنی برشناخت و احترام متقابل :

 این نوع برخورد بر اساس دركی كه انسان از شأن انسانی خود و نیز جایگاه و رفعت انسانی دیگران دارد ، صورت می گیرد . انسانی كه برای انسانیت و شأن خود ارزش والایی قائل است ، روابطش را با دیگران به گونه ای تنظیم می كند كه در آن احترام متقابل و ارزش گذاری متعالی و متعامل رعایت شده باشد . چنین برخوردی زمانی ایجاد می شود كه انسان به نیازهای روانی خود در كنار نیازهای زیستی خویش توجه داشته باشد و نوع برخورد او با دیگران،بیشتر از سطوح بالاتر نیازها نشأت گرفته باشد . این نوع برخوردِ احترام آمیز ، به دور از پرخاشگری ، به دور از نیات سود جویانه و اندیشه های مبتنی بر سوء استفاده انجام می گیرد . حال برای این كه جایگاه این نوع برخورد را بهتر نشان دهیم ، ضروری است به بررسی انواع دیگر برخوردها نیز بپردازیم .

2-  برخورد مبتنی بر شرم افراطی :

بهتر است پیش از توضیح این بند به تفاوت دو اصطلاح" شرم" و" حیا" بپردازیم . شرم كه بیشتر مترادف با خجالت كشیدن و یا كناره گیری كردن است ، اصطلاحی است ناظر بر ناتوانی انسان در یك برخورد اجتماعی . فردی كه دچار شرم است ، در یك موقعیت اجتماعی خاص نمی تواندرفتارمناسب و مطلوبازخود نشان دهد . اصطلاح دیگر حیاست . حیا یك صفت پسندیده اخلاقی است و آن عبارت است از خویشتنداری ارادی فرد در انجام اعمالی كه خلاف قاعده و شأن شرعی و عرفی باشد . حیا در حقیقت نوعی توانایی است ، در حالی كه شرم یا خجالت،نوعی ناتوانی به شمار می آید . انسان وقتی می باید سخنی را در مقابل جمعی بگوید ، ولی خود را ناتوان از بیان آن می یابد ، دچار شرم است؛ در حالی كه وقتی انسان تمایل دارد مثلاً نسبت به بزرگتر خویش از جمله پدر ، مادر ، معلم و یا مربی خود رفتاری مبتنی بر بی حرمتی نشان دهد و از عهده انجام چنین كاری نیز برمی آید ، ولی به دلیل داشتن صفت حیا خویشتن داری كرده ، آن را انجام نمی دهد ، نوعی توانایی و قدرت را از خود به نمایش گذاشته است . با این توصیف می باید برخورد مبتنی بر شرم و برخورد مبتنی برحیابا جنس مخالف را از یكدیگر تفكیك كنیم . برخورد مبتنی بر شرم برخوردی از روی ناتوانی است ، در حالی كه برخورد مبتنی برحیا ،برخوردی خویشتندارانه و ارادی است .

كسانیهستندكه در مقابل جنس مخالف دچار خجالت زدگی شده ، از خود شرم افراطی نشان می دهند؛ دسته ای دیگرانواع برخوردهای اجتماعی بین دو جنس را می سازند . پسری كه به هنگام مواجهه با جنس مخالف دست و پای خود را گم می كند و نمی تواند بر اعصاب خود مسلط شود و یا دختری كه در مواجهه با جنس مخالف توانایی برخورد صحیح كلامی را از دست می دهد و نمی تواند مطالب را به درستی و مبتنی بر تفكر بیان نماید ، مصداق چنین برخوردی هستند . چنین فرد یا افرادی از این ناتوانی به نوعی دچار آسیب خواهند شد .

3-  برخورد اضطراب آلود و هیجان زده:

در ادامهیبرخورد مبتنی بر شرم افراطی ، برخورد هیجان زدهیافراد در مقابل جنس مخالف را می توان یافت . این نوع برخورد به صور مختلف مانند عصبانیت ، سرخ شدن و بالارفتن ضربان قلب ، عجولانه رفتار كردن و رفتار مبتنی بر ترس و یا خوشحالی افراطی دیده می شود . هیجان كه یك حالت برانگیختگی روانی است شامل تمامی مواردی كه نام بردیم اعم از ترس ، خوشحالی ، عصبانیت ، عجله و امثال این هاست . هر چند كه هیجانات اجزای لاینفك رفتارانسانی هستند و لی می باید برای اتخاذ تصمیم صحیح و نشان دادن رفتارمناسب تحت كنترل در آیند .برخورد با جنس مخالف به شكل هیجان زده،می تواند تصمیم گیری و نیز انجام اعمال صحیح ما را تحت الشعاع خود قرار دهد . به طور كلی ، توصیه روان شناسان به انسان ، كنترل هیجان ها و حفظ خونسردی در تمامی موقعیت های زندگی است.این توصیه،از رفتار اجتماعی ما با جنس مخالف نیز جدا نیست .

4-  برخورد خشك و محدود :

دستهیدیگری از انواع رفتارهای متقابل بین دو جنس در جامعه ما رفتار خشك و محدود است . در این نوع رفتار، زن و یا مرد به گونه ای با جنس مخالف مواجه می شود كه گویی از وی متنفر است و یا این كه بهشدت او را طرد می كند . هر چند كه حفظ حدود شرعی از جمله نحوه نگاه كردن به نامحرم می باید جزو صفات متعالی یك انسان به شمار آید .

5 - برخورد مبتنی بر پرخاشگری :

در توضیح این مطلب بهتر است به تفاوت موجود بین عصبانیت یا خشم ( كه نوعی هیجان است )و پرخاشگری(كه یك نوع رفتار و تمایل است ) ، اشاره ای داشته باشیم . پرخاشگری در اصل تمایل و یا عمل فرد است در جهت آسیب زدن به یك شیء و یا شخص دیگر . در حالی كه عصبانیت یك حالت برانگیختگی هیجانی است كه در آن تغییرات بدنی آشكاری دیده می شود . در حالت عصبانیت،فرد كنترل خود را بر اعمالش تا حدودی از دست می دهد . پرخاشگری ممكن است با عصبانیت همراه باشد و گاه بدون آن بروز كند . فردی كه با خونسردی تمام در گوشه ای نشسته ، چیزی را عمداً تخریب می كند و یا حتی در پرخاشگری های افراطی با خونسردی تمام جان فردی را می گیرد ، پرخاشگری را بدون عصبانیت از خود نشان می دهد . ولی فردی كه با عصبانیت دست به شكستن چیزی و یا ضرب و جرح دیگری می زند ، پرخاشگری را با عصبانیت تواماً دارد . برخی از برخوردهای بین دو جنس در جامعهیما از نوع برخوردهای پرخاشگرانه است . اما این نوع از برخوردها را به نحو آشكار از برخوردهای هیجان زده منفك و مجزا می كنیم . پسری كه برای نشان دادن توجه خود به یك دختر،با موتور و یا ماشین از كنار او بهسرعت  می گذرد و او را دچار ترس می كند و رفتارهایی از این قبیل ، نشانگر رفتارهای پرخاشگرانه است . پرخاشگری نسبت به جنس مخالف می تواند مشكلاتی را در زندگی آتی انسان ایجاد كند . پرخاشگری كه سرچشمهیآن یك تمایل درونی برای آسیب زدن می باشد،ممكن است به صورت اعمالی كه به نحوی فرد مقابل را ناراحت می كند و یا می رنجاند و نیز گفتن كلماتی كه به نوعی آزار دهنده است ، تجلی داشته باشد .

6- روابط پنهانی :

برقراری روابط پنهانی با جنس مخالف پیش از ازدواج ، یكی دیگر از انواع رفتارهای بین دو جنس را در جامعه ما نشان می دهد . برقراری روابط پنهانی و مخفیانه در طبیعتِارتباط بین دو جنس نهفته است ، ولی  باید بین ارتباطِ پنهانی قبل و بعد از ازدواج،تفاوتی آشكار و اساسی قایل بود . ازدواج نقطه ای است كه درآن می تواند عمیق ترین روابط فردی و پنهانی بین دو جنس شكل گرفته ،  و به شكلی مطلوب استمرار پیدا كند . در حالی كه پیش از ازدواج ، این نوع روابط بهخصوص از جانب افرادی كه نمی توانند بر رفتار خود تسلط كافی داشته باشند ، می تواند مشكل ساز باشد . دختران و پسرانی كه بدون تسلط كافی بر اعمال و رفتار خود،اقدام به برقراری روابط پنهانی با یكدیگر می كنند ، معمولاً در این زمینه دچار نوعی آسیب و یا شكست می شوند .

7- برخوردهای غیر عادی و ناپخته :

این نوع برخوردها بیشتر توسط كسانی صورت می گیرد كه به لحاظ فرهنگی ، تحول هوشی و تحول شخصیتی،در سطحی بسیار پایین و مبتذل قرار گرفته اند . متلك گویی ، ایجاد مزاحمت های خیابانی و یا مزاحمت های تلفنی از جمله این نوع رفتارهای ناپخته است .

8- افراط در معاشرت :

این نوع رفتار كه معمولاً متأثر از فرهنگ غربی در زمینه ارتباط بین دو جنس است،بیشتر در میان خانواده هایی دیده می شود كه دارای یك فرهنگ منسجم و اصیل شرقی و اسلامی نیستند. اختلاط بیش از حد بین دختر و پسر،پیش از ازدواج با توجیهاتی مانند زمینه سازی برای شناخت بهتر دو جنس از یكدیگر و یا زمینه سازی برای كسب تجربیات عملی برای انجام یك ازدواج موفق صورت می گیرد . میهمانی ها ، جشن تولدها ، مراسم مختلف ورزشی و مسافرت های دسته جمعیكهمعمولاً بستر و محمل چنین روابطی است ، در میان این دسته از افراد به وفور دیده می شود . چنین اعمالی بدون توسل به عناصری از فرهنگ غرب اساساً امكان پذیر نیست و این نكته معمولاً مردم ما را دچار تعارض و آشفتگی می كند ، زیرا یك فرهنگ در درون خود دارای انسجام است وما نمی توانیم فرهنگ را به شكل مخلوط و بدون انسجام  وبرگرفته از جوامع مختلف به كار گیریم . شاید گرفتاری بزرگ بشر در عصر حاضر دور افتادن از یك فرهنگ منسجم و سازمان یافته باشد.به این ترتیب ملاحظه می شود كه افراط در معاشرت ، یك پدیده غربی در جامعه ماست . ما برای برخوردهای مناسب بین دو جنس برنامه ،نظام و حدود معینی را به شكل مشخص در اختیار داریم.به منظور بررسی این مطلب به بحثی دیگر می پردازیم .

ب ـ وضع مطلوب در روابط دختر و پسر :

پس از بحث در مورد وضع موجود در روابط دختر و پسر می توانیم حدود ارتباط مناسب بین دو جنس را مورد بحث و بررسی قرار دهیم . برای نشان دادن وضع مطلوب در روابط بین دو جنس می توان به ویژگی ها و خصوصیات زیر اشاره كرد .1- شناخت واقعیت های جنس مخالف :در این زمینه بهتر است به گونه ای عمل كنیم كه واقعیت جنس مخالف را تا حد ممكن بشناسیم و بر اساس این شناخت ، اعمالمان را تنظیم كنیم . به نظر من بهترین راه شناخت جنس مخالف،در نظر گرفتن و شناخت دقیق تر واقعیت وجودی افرادی از جنس مخالف است كه با ما سالها زندگی كرده و ما آنها را در نشیب و فرازهای گوناگون زندگی از نزدیك آزموده ایم. برای جنس مؤنث شناخت پدر ، برادر ، عمو ، دایی و امثال این افراد می تواند تا حد زیادی واقعیت جنس مخالف را نشان دهد . برای جنس مذكر نیز واقعیات مشاهده شده از مادر ، خواهر ، خاله ، عمه و امثال این ها می تواند نشانگر واقعیات وجودی جنس مخالف باشد . در صورتی كه بدانیم و یقین داشته باشیم كه افراد جنس مخالف تا حد بسیار زیادی-بخصوص از آن جهت كه در زندگی ما عملاً مؤثر است-با یكدیگر مشابهت دارند ، دیگر دچار خیالپردازی و تصور رویایی در مورد جنس مخالف نخواهیم شد.

2- اجتناب از خیالپردازی و تصور رویایی در مورد جنس مخالف :

یكی از مشكلات موجود در روابط بین دو جنس،داشتن تصورات خیالی از یكدیگر است . گاه دختر و پسر از یك فرد بخصوص،تصویری خیالی و كاملاً غیر واقعی می سازند و با آن تصویر زندگی می كنند . برای دختر گاه یك پسر با تمام ضعف ها و محدودیت ها و همچنین ناپختگی ها و رشدنایافتگی ها به شكل شاهزاده ای كه سوار بر اسب سپیدی از راه رسیده و او را به سرزمین رؤیاها می برد ، تجلی پیدا می كند . و یا برای پسری سرخورده و ناتوان از هدایت و سامان دادن به عواطف ، افكار و احساسات دختری چنان تجلی پیدا می كند كه گویی فرشته ای مهربان از آسمان ها برای نجات او و برای ایجاد پناهگاه برای او به زمین آمده است . این تصورات رؤیایی بسیار زود از بین خواهند رفت و واقعاً مانند یك رؤیا در زندگی زایل خواهند شد . بنابراین در یك ارتباط مطلوب بهتر است از رؤیا پردازی در مورد جنس مخالف بهشدت اجتناب كنیم . این مطلب با عشق و دوست داشتن مغایرتی ندارد . انسان می تواند فردی را بسیار عمیق دوست بدارد و لكن این دوست داشتن نباید موجب كوری و كری انسان شود .

3- ا ز بین بردن ترس ها ، دلهره ها ، هیجان ها ، احساس خصومت و خشونت نسبت به جنس مخالف :

سومین ویژگی در یك برخورد مطلوب ، خالی كردن ذهن از عواطف منفی است . هرگونه احساسی كه می تواند جنس مخالف را در ذهن ما به شكل منفی جلوه دهد و یا موجب رفتار مخرب ما نسبت به او باشد ، می باید از ذهن حذف شده یا اصلاح گردد .

4- حفظ خونسردی و صلابت شخصیت ، به هنگام برخورد با جنس مخالف :

ما باید به هنگام برخورد با جنس مخالف ، خونسردی خود را حفظ كرده ، وهیجانات مختلف را از خود دور كنیم و چنین امری حداقل از دو طریق امكان پذیر است: اول اینكه تلاش كنیم جنبه های ارادی اعمالمان را افزایش دهیم و به عبارت دیگر با داشتن برنامه هایی در جهت تقویت اراده خویش گام برداریم . انسان هایی كه خود را به دست امیال و راحتی ها می سپارند معمولاً تسلط خوب و كافی بر اعمال خویش ندارند . دوم این كه از طریق تمرین و حفظ خونسردی به هنگام مواجه شدن با جنس مخالف ، تلاش كنیم به سطحی از كنترل رفتار دست بیابیم كه در آن خونسردی و صلابت كافی در برخورد با جنس مخالف را داشته باشیم .

5- برخورد مبتنی بر احترام با مراعات حدود شرعی در مورد محرم ، نامحرم ، حلال و حرام :

در فرهنگ ما برخورد مناسب بین دو جنس به شكل دقیق در چگونگی ارتباط بر اساس ملاك های چهارگانه محرم و نامحرم و حلال و حرام مشخص شده است . رعایت این حدود،نشانگر آشنایی ما با فرهنگ منسجم اسلامی است .برای شناخت این حدود لازم است به كُتب فقهی مناسب مراجعه گردد.

6- فقدان روابط پنهانی با جنس مخالف و مشورت با والدین در این گونه موارد :

برقراری روابط پنهانی پیش از ازدواج ممكن است تا بدان جا پیش رود كه به نوعی به هر یك از طرفین آسیب رسانده و آنها را در مقابل عمل انجام شده قرار دهد . بهتر است دختران و پسرانی كه تجربه و شناخت كافی از جنس مخالف ندارند و نیز تسلط كافی بر اعمال و افعال خویش نیافته اند ، از طریق مشورت كردن با والدین و احتمالاً در میان گذاشتن تمایل خود نسبت به كسی ، از آنان راهنمایی بخواهند و از این راه احتمال آسیب دیدگی روانی و تربیتی خویش را كاهش دهند .

7 – اجتناب از برقراری روابط صمیمانه با جنس مخالف قبل از عقد شرعی :

با این حال كه روابط ما با جنس مخالف می باید خالی از پرخاشگری و ناپختگی و به دور از بی احترامی باشد ، لكن نباید ارتباط صمیمانه ای بین ما برقرار شود و این مطلب را حتی به رغم وجود علاقه بین دو جنس نیز می باید رعایت كرد . 8ـ نداشتن رفتارسَبُك ، خود نمایی و جلب توجه جنس مخالف در مجامع مختلف : توصیه می شود كه دختران و پسران از داشتن رفتار سـَبـُك مبتنی بر جلب توجه جنس مخالف دوری گزینند . این مطلب به رغم این كه به صورت یك راهنمایی برای دختران و پسران ارائه می شود ، ولی گاهی اوقات از طرف برخی از دوستان نوجوان و جوان مورد اعتراض قرار می گیرد . بعضی از دختران در مقایسه خود با دیگران به این نكته اشاره می كنند كه آنهایی كه رفتار آنچنانی در پیش می گیرند و خود را به اشكال مختلف به جنس مخالف عرضه می كنند در زندگی موفق ترند ، بسیار زودتر ازدواج می كنند و تشكیل زندگی می دهند . در حالی كه ما به دلیل داشتن رفتار سنگین ، پیوسته دچار تنهایی و دورافتادن از ازدواج می شویم . چنین عباراتی به نوعی برای این دختران راهنمای عمل قرارمی گیرد و آنها را دچار تعارض بین حفظ حرمت ، عفت و رفتار موقر از یك سو،و داشتن یك رفتار خودنمایانه مبتنی بر جلب مشتری از سوی دیگر می سازد .

انسانی كه دارای اهداف و آرمان های شناخته شده و منسجم در جهت حفظ كرامت انسانی خویش است هرگز از این وضع دچار تعارض نمی شود . او به دنبال یافتن همسری پاك و عفیف است ، ولی كسی كه از طریق نمایش دادن اندام ها و ظاهر خود ، پسری را به سوی خویش جلب می كند ، قطعاً باید بداند كسی را شكار كرده است كه چیزی جز امیال حیوانی انسان نمی شناسد .در قرآن كریم آمده است:" زنان ناپاك ،از آن مردان ناپاكند و مردان ناپاك از آن زنان ناپاك،و زنان پاك از آن مردان پاك و مردان پاك از آن زنان پاك اند."اگر ارزش های عالی انسانی مانند عفت، ایمان ، پاكدامنی ، خوش قلبی و سلامت نفس برای كسی معنا پیدا نكرده باشد ، او می تواند زندگی خود را از طریق تمایلات سطح پایین تر مانند تمایلات جنسی ، سامان دهد . ولی كسی كه به سطوح بالاتر دسترسی پیدا كرده است هر چند كه مدتی ارضای تمایلات و نیازهای جسمانی او به تأخیر بیفتد ، حفظ ارزش های عالی انسانی او را كفایت می نماید .

ج ـ عشق و نقش آن در ازدواج :

یكی از مسائلی كه می باید در زمینه ازدواج مورد بحث و بررسی قرار گیرد ، جایگاه عشق در ازدواج است . بهراستی به سؤالاتی كه درباره عشق و نقش آن در زندگی وجود دارد چگونه باید پاسخ گفت ؟ سؤالاتی از قبیل:عشق چیست ؟ آیا عشق گناه است ؟ آیا ازدواج بدون عشق معنایی می تواند داشته باشد ؟ عشق باید قبل از ازدواج  به وجود آید و یا بعد از آن ؟ آیا هر عشقی ضرورتاً باید منجر به ازدواج شود ؟ آیا عشق لزوماً باید انسان را به طرف انسانی دیگر سوق دهد ؟ عشق به چه عواملی بستگی دارد ؟ چگونه استمرار می یابد ؟ چگونه خاتمه می یابد ؟ و یا چگونه رشد پیدا كرده و به تعالی می رسد ؟

در ادامه ، به این گونه سئوالات پاسخ خواهیم داد، هر چند كه اذعان داریم این مطالب تمامی آنچه را كه در این زمینه می توان بیان داشت ، شامل نمی شود .

1ـ عشق عالیترین تجلی روح الهی انسان

بهراستی عشق چیست ؟ عشق را می توان جاذبه و كشش قلبی انسان به سوی كمال و جمال دانست . زیبایی یكی از كمالات است و زیبایی مطلق،خداست . عشق را جز با عشق نمی توان شناخت . عشق را جز عاشق نمی تواند درك كند .اما برای نزدیك شدن موضوع به ذهن،می توانیم از مثال های موجود در مراتب پایین تر موجودات زنده استفاده نماییم. شعرا و عرفا از جذب0 پروانه به سوی شمع بسیار استفاده كرده اند . هنگامی كه شاعر می گوید :

بلبل به چمن ز آن رخسار نشان دید        پروانه در آتش شد و اسرار عیان دید

اشاره به جذبه عاشق به سوی معشوق دارد . از این نوع رفتارها كه تنها می تواند نوعی تقریب به ذهن را در برداشته باشد ، می توان به كشش شاخ و برگ درختان به سوی نور اشاره كرد . انسان وقتی در تاریكی قرار میگیرد ، هر نقطه نورانی او را به سمت خود می كشد و این یك كشش به سوی نور است . حیواناتی از قبیل"سوسك"به طرف تاریكی كشش دارند و وقتی جایی روشن است،به تاریكی ها پناه می برند و در نقاط و زوایای تاریك پنهان می شوند . حیواناتی وجود دارند كه به طرف جریان ها و میدان های مغناطیسی كشش پیدا می كنند ، مانند ماهی هایی كه به كمك ایجاد حوزه های مغناطیسی در دریا به دام صیادان می افتند . در مورد كوچ پرندگان شواهدی وجود دارد كه نشان می دهدآنها به سمت و سوی خاصی كشش پیدا می كنند . كششی كه شناخت و ادراك ذهن در آن نقشی ندارد . به عبارت دیگر یك كشش ،بدون آن كه موجود زنده بداند به كجا می رود . این ها مثال هایی است كه تا حدودی معنای كشش به سمت یك هدف و تجهیز یك موجود زنده برای سوق یافتن به سوی آن را نشان می دهد .

عشق در مرتبه ای بسیار عالی تر و به عنوان عالی ترین تجلی عالم هستی ، قلب انسان را به سوی كمال و زیبایی مطلق سوق می دهد . خدا انسان را به گونه ای آفریده است كه وقتی به سوی نورووجود مطلق متمایل می شود با تمام وجود به سمت آن كشیده می شود . به این ترتیب عشق،كشش قلب انسان است به سوی خداوند . این تعبیر در قرآن كریم و در متون اسلامی باعباراتی مانند" حُب" نشان داده شده است .درقرآن كریمآمده است : اگر خدا را دوست دارید ، تبعیت من(پیامبر) را بنمایید كه در نتیجه خدا نیز شما را دوست خواهد داشت و یا زبانم را به یاد خودت گویا كن و قلبم را به عشق خودت شیفته ساز . حب یا عشق ماهیتی انسانی دارد و هدف اصلی آن نیز خداست . ولی "چرا عشقكهاصالتاً‌ می باید متوجه خدا باشد ، به انسان ها تعلق پیدا می كند ؟"سئوالی است كه می توان به این طریق به آن پاسخ داد كه عشق در مراتب پایین تر انسانی،بهسمت نشانه هایی از جمال و كمال الهی كه در انسان ها بهعنوان خلیفه او به ودیعت گذاشته شده است متوجه می شود . انسانی كه هنوز نمی تواند دركی از جمال و كمال مطلق داشته باشد لاجرم به سوی جمال های عینی و قابل رؤیت كشیده می شود و به سوی كمالات و عواطف انسانی كه نشانه هایی از رأفت الهی در وجود انسان هستند ، سوق پیدا می كند . به عبارت دیگر عشق یك انسان به انسان دیگر، اگر خالی از هواها و امیال باشد نشانه ای از عشق به كمال مطلق است . با این دیدگاه است كه عشق،یك كمال برای انسان محسوب می شود . قلب عاشق،اشرف بر قلب غیر عاشق است . انسان عاشق،افضل بر انسان غیر عاشق است .

برای این كه بتوانیم این نكات را بیشتر و دقیق تر توضیح دهیم می باید محورهای دیگری نیز مورد بحث قراردهیم .

تفاوت عشق با هوای نفس :

عشق را  باید عامل تكامل بخش انسان بدانیم . بنابراین باید آن را از ارضای نیازهای معمولی و مشترك حیوانی متمایز نماییم . اگر ما برای رفع نیازهای خود به چیزی یا به انسانی نیازمند باشیم ، این نیاز میان ما و آن شیء یا انسان ، نوعی وابستگی ایجاد می كند ، ولی این وابستگی را نباید با كشش عاشقانه یكی بدانیم . این را باید از نوع هوای نفس بدانیم ، حال آنكه عشق از جمله صفات برتر و متعالی انسانی است . هدف هوای نفس،ارضای خویشتن است ،  ‌ولی هدف عشق،بقا و حضور معشوق است ، حتی اگر به فنای عاشق بینجامد . بنابراین ملاك مشخص برای تمیز بین عشق و كشش امیال،در همین است كه عاشق درصدد رضایت معشوق است ، نه رضایت خویش . عاشق وقتی با معشوق كامل مواجه می شود ، می خواهد همه چیزش را ، حتی خود را از دست بدهد و عبارت معروف حافظ كه می گوید :

میان عاشق و معشوق هیچ حایل نیست    تو خود حجاب خودی ، حافظ از میان برخیز

اشاره به این دارد كه می باید فردیت فرد و خود بودن او نیز زایل شود تا معشوق نزد وی تجلی كامل بیابد . با این توصیف باید عشق یك انسان به انسان دیگر را از تمایل و كشش مبتنی بر نیازهای وی منفك و مجزا كرد . به این ترتیب است كه اگر فردی نشانه ای از عشق را در دل خویش نسبت به فردی دیگر دارد ، می باید در درجه اول به معشوق خود بیندیشد نه به خویشتن خویش . اگر برای ارضای تمایل خود ، معشوق را بهطـُرق مختلف قربانی می كند و از آن جمله دست به عملی می زند كه آبروی وی را خدشه دار سازد ، باید مطمئن باشد كه این عشق نیست ، بلكه یك كشش از نوع حیوانی است .

3ـ عشق موجب تعالی و عفت است :

بایداین نكته رابدانیم كه عشق ، انسان را رو به رشد می برد و موجب كمال اخلاقی و عرفانی انسان می شود و از آن جمله عفت و پاكدامنی را در او افزایش می دهد . انسان عاشق می خواهد پاك زندگی كند ، به پاكی ها برسد و به سوی روشنایی ها سوق پیدا كند و شاید با همین تبیین از عشق است كه كلامی معروف از پیامبر گرامی اسلام نقل می شود كه فرمود : آن كه عاشق شود و عفت بورزد و از این عشق بمیرد ، او شهید مرده است .

4ـ عشق مكمل ازدواج است نه عامل آن :

با این بحث ، به موضوع جایگاه عشق در ازدواج وارد می شویم . سئوال این است كه اگر كسی فردی از جنس مخالف را دوست بدارد و بهراستی عاشق او باشد ، آیا این امر می تواند تنها عامل تعیین كننده ازدواج آن دو به شمار آید ؟ باید در پاسخ بگوییم : نه . زیرا ازدواج در حقیقت نوعی مشاركت اجتماعی است كه در آن دوانسان باید از جهات گوناگون با یكدیگر تناسب عملی داشته باشند ، از آن جمله تناسب اعتقادی ، تناسب اجتماعی ، تناسب عقلانی و تحصیلی و امثال این موارد . انسان در ازدواج تمامی نیازهای سطوح مختلف خود را از ابتدایی ترین نیازهای حیوانی تا عالی ترین نیازهای انسانی به مشاركت می گذارد. برای تشكیل یك خانواده می باید تناسب بین دو انسان برای برآوردن تمامی نیازها در حد بالایی وجود داشته باشد . بنابراین برای ازدواج ما باید به انسانی بیندیشیم كه بتواند قسمت اعظم نیازهای مختلف ما را مرتفع كند .

به این ترتیب عشق می تواند مكمل چنین ازدواجی باشد، نهفقط عامل تعیین كنندهآن . باید اذعان كنیم كه به رغم اهمیت و تعالی عشق در زندگی ، نیازهای واقعی انسان نیز حقیقتی انكارناپذیرند . انسان عاشق نمی تواند به عشق اكتفا كند و از نیازهای خود از این طریق چشم بپوشد . از این رو بهتر است كه برای ازدواج انسانی را انتخاب كنیم كه در برآوردن نیازهای مختلف ، ما را یار ، همراه و همسر باشد ، نه اینكه تنها به دلیل عشق ، انسانی را برگزینیم كه از جهات عدیده با ما تباین ( اختلاف ) داشته باشد. ازدواجی كه بدون توجه به نیازهای گوناگون انسان ، حتی نیازهای مربوط به خورد و خواب و... صورت پذیرد و تنها بخواهد عشق را تأمین نماید ،در واقعیتبسیار زود شكست خواهد خورد .

5ـ عشق در قلب سالم جوانه می زند و در آن رشد می كند :

با این عبارت وارد این موضوع می شویم كه عشق قبل از ازدواج اساسی تر و با دوام تر است یا عشق بعد از ازدواج ؟ باید به این نكته توجه كنیم كه عشق در بستر قلب سالم ، حقیقت جو و به دور از تعصبات و هواهای نفسانی جوانه می زند و رشد پیدا می كند . در صورتی كه ما انسان ها در تلطیف و تطهیر روح خود بكوشیم ، هر روز خویش را برتر و والاتر از روز قبل قرار دهیم  و غل و غش را از درون خود برانیم، قلب را بستر جوانه زدن عشق و رشد روزافزون آن ساخته ایم . بدین ترتیب پس از آن كه انسان مناسبی را برای ازدواج برگزیدیم و با او در یك مشاركت انسانی وارد شدیم ، باید منتظر آن باشیم كه عشقی پاك میان ما زاده شود و به كمال برسد و در سایه لطف و مرحمت الهی به معشوق حقیقی متصل گردد . چنین عشقی در زندگی،روشنایی می آفریند و هر قدر زن و شوهر به پختگی و كمال نزدیكتر می شوند پاكی و خلوص این علاقه مندی را بیش از پیش در قلب خود احساس می كنند .

بنابراین بیاییم برای این كه عشق را زنده نگه داریم ، پاسدار حریم آن باشیم و آن را به عنوان گل سرسبد نعمت های الهی به انسان ها هدیه دهیم ، در كمال و صلاح درونی خویش بكوشیم و از این طریق دنیا را تبدیل به گلستان عشق كنیم .

تبیان دات نت




دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: بایدها و نباید ها در روابط دختران و پسران ، آموزش مسائل جنسی ، مسائل جنسی ، مسائل جنسی مردان ، مسائل جنسی خانم ها ، مسائل جنسی در کودکان ، مسائل جنسی دختران ، مسائل جنسی پسرها ،
آخرین ویرایش: - -

1+10 روش شاد کردن خانم ها

1389/07/28 12:52

نویسنده : شهرام قاسمی
ارسال شده در: مهارت های زندگی ، روانشناسی ، پزشکی ، دانستنیهای پزشکی ،

1+10  روش شاد کردن خانم ها

همسران

1 ) زن ها دوست ندارند میهمان ناخوانده داشته باشند، بنابراین به آنها وقت کافی بدهید تا آماده شوند. آمادگی آنها برای پذیرایی امری حیاتی است.

2 ) هر روز از همسر خود سوال کنید که چه کاری می توانید برایش انجام دهید.

3 ) وقتی از شما خطایی سر می زند اظهار تاسف کنید. وقتی هم که تقصیر از شما نیست باز هم اظهار تاسف کنید!

4 ) وقتی اوضاع قمر در عقرب است، لبخند را فراموش نکنید. اگر بخندید دنیا هم با شما می خندد و اگر گریه کنید یقین بدانید که دنیا شما را تنها خواهد گذاشت.

5 ) از تلاش های همسرتان تشکر کنید و ببینید این تشکر تا چه حد موثر واقع می شود.

6 ) به این فکر کنید که همسر شما زن خیلی خوبی است، مادری بسیار خوب، عروسی بهتر از دیگر عروس ها و اگر به این طرز فکر ادامه دهید، او همین طور خواهد شد.

7 ) خسیس نباشید و در ستایش همسر خود دست و دلباز باشید. اما به یاد داشته باشید که در هیچ موردی مبالغه نکنید. باید همسرتان استحقاق تعریف و تمجیدی را که شما می کنید، داشته باشد وگرنه ممکن است نتیجه ی خوبی ندهد.

8 ) همسر خود را تشویق کنید و کمک کنید تا استعدادهای پنهانی او شکوفا شود.

9 ) به جای هدایای گرانبها، وقت خود را در اختیار همسرتان قرار دهید. نشان دهید که به او توجه دارید، حتی پس از یک روز کار سخت! برای او هدیه ای ببرید حتی یک شاخه گل به این ترتیب او خوش اخلاق می ماند.

10 ) بدانید زمانی که همسرتان از سر درد شکایت می کند، چاره سر درد او قرص مسکن نیست، بلکه یک لبخند است.

11 ) هرگز با همسرتان نجنگید، چون امکان ندارد در جنگ برنده شوید. در عوض از قلم برای نوشتن آن چه در ذهن دارید استفاده کنید. بعد آن را به همراه شاخه ای گل تحویل او بدهید.

منبع : ابتکار - با تغییر و تلخیص




دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: 1+10 روش شاد کردن خانم ها ، چگونگی ارتباط دختر و پسر ،
آخرین ویرایش: - -

فریادهاى دردآلودى كه از هر سو بلند است!

1389/07/28 12:51

نویسنده : شهرام قاسمی
ارسال شده در: مهارت های زندگی ، روانشناسی ، پزشکی ، دانستنیهای پزشکی ،

جوانان و انحرافات جنسى : فریادهاى دردآلودى كه از هر سو بلند است! 

 

مى دانیم جوانى دوران «بحران» غرائز مخصوصاً «غریزه جنسى» است.

این غریزه اگر به صورت صحیحى رهبرى نگردد خرد كننده ترین ضربت را بر پایه خوشبختى و سعادت جوانان خواهد زد، و سرنوشت آنها را به كلى دگرگون خواهد ساخت.

نیروهاى خلاّق آنها، همچون غنچه هاى ناشكفته پرپر شده نابود خواهند شد، و «نبوغ» و «ابتكار» آنان كه ممكن است سرچشمه افتخارات فراوانى براى خودشان یا اجتماع گردد مسلّماً به هدر خواهد رفت.

تعداد قربانیان این راه در میان جوانان كم نیستند و تعداد كسانى كه پس از بیدارى از خواب گران خود، دردناك ترین تأسف و ندامت را بر روح خود احساس مى كنند نیز فراوانند.

و بسیارند كسانى كه با آثار شوم این عدم رهبرى صحیح تا پایان عمر خویش دست به گریبان مى باشند!

* * *

نامه هاى فراوانى كه تا كنون از عدّه اى از قربانیان این راه به دست ما رسیده مى تواند پرده از گوشه اى از این راز وحشتناك بردارد، و ما را در جریان این موضوع حساس و پر خطر بگذارد.

این «نامه ها» شامل اسرار ناگفتنى، وقایع دردناك و بهت آور است، و نویسندگان آنها همه، استمداد كرده و راه چاره خواسته اند.

حقیقت این است كه ما هم تا این اندازه از توسعه و اهمیّت این خطر آگاه نبودیم، ولى با اطلاعاتى كه به دست ما رسیده چاره اى جز این نداریم تا آن جا كه از ما ساخته است و در قدرت داریم در راه بیدار ساختن جوانان و آگاه نمودن آنها به نقاط اصلى خطر از هیچ كوششى فروگذار نكنیم و از خداى بزرگ مى خواهیم كه به ما و آنها در این راه كمك فرماید.

نخست اجازه بدهید گوشه اى از این نامه ها را كه مى توان آن را درج نمود «عیناً» در اختیار شما بگذاریم:

* نامه اوّل

«... چون شما در نوشته هاى خود یادآور شده اید كه: جوانان مشكلات خود را در موضوعات مختلف تشریح كنند به فرستادن این نامه مبادرت ورزیدم:

... مشكلى كه من از آن رنج مى برم و نزدیك است مرا هلاك كند راجع به امور جنسى و تمایلاتى است كه ذیلا برایتان تشریح مى كنم.

جوانى هستم 23 ساله و محصل، از روزى كه پا به دایره بلوغ گذاشتم بر اثر نداشتن تربیت صحیح و عدم مراقبت و بى اطلاعى به «یك نوع انحراف جنسى» مبتلا شده ام و «بدبختانه» هفت سال آن را ادامه داده ام!

اكنون به این بلاى خانمانسوز مبتلا هستم و هر چه در ترك آن كوشیده ام نتیجه اى نگرفته ام، ضررهاى آن را علاوه بر این كه در كتاب هاى فارسى مطالعه نموده ام در بدن خود نیز مشاهده مى كنم: چشمم ضعیف شده، ضعف اعصاب، كم خونى، لرزش بدن، لاغرى و پژمردگى مرا بیچاره كرده است!

وقتى قلم به دست مى گیرم قدرت نوشتن ندارم، ناچار قلم را بر زمین مى گذارم تا وقتى كمى دستم قدرت پیدا مى كند دوباره مى نویسم!

ایمان ضعیفى در من وجود دارد، و با وجدانم دست به دست هم داده مرا سرزنش مى كنند.

ناچار در گوشه اى مى نشینم و تا مى توانم گریه مى كنم كه چشمانم سرخ مى شود، خلاصه بیچاره و بدبختم و دادرس و فریادرسى ندارم!!...

شاید مایل باشید بدانید چرا با این كه ضررهاى آن را مشاهده مى كنم آن را ترك نمى نمایم؟

در جواب خواهم گفت امروز ترك این كار (تقریباً) از نظر من محال است. هنگام تحریك شدن، اراده از من سلب مى شود بعد كه به خود مى آیم كارم گریه است!...

گاهى به خدا التماس مى كنم و به درگاه امامان(علیهم السلام)متوسّل مى شوم... امّا هر چه التماس مى كنم كمتر نتیجه مى گیرم.

گاهى با خود فكر مى كنم مگر خدا و ائمه اطهار به افراد ناپاكى چون من توجّه ندارند؟!... ما درماندگانى، كه حتّى به نزدیك ترین خویشان نمى توانیم درد دل خود را بگوییم دامن چه كسى را باید بگیریم؟

كاسه صبرم لبریز، و جانم به لب رسیده، به من رحم كنید و راه نجاتى به من معرّفى نمایید اگر دستور طبى در نظر دارید به من اطّلاع دهید. و مسلّم بدانید (و مى دانید) احتیاج به قدردانى امثال من ندارید اجتماع باید از شما قدردانى كند و پاداش شما با خداى بزرگ است.

* * *

 

* نامه دیگر

«... شما را به خاطر جهاد مقدّسى كه براى هدایت جوانان آغاز كرده اید مى ستایم... چه براى من واضح است كه ایده شما بر خلاف عدّه زیادى از نویسندگان مطبوعات (اگر بشود به آنها نویسنده گفت) خوشبختى جوانان است.

بارى جوانى هستم 17 ساله و محصل سال چهارم دبیرستان كه در تمام دوران ابتدایى شاگرد ممتاز بوده ام، ولى به عللى كه خودتان خیلى خوب مى دانید به محض رسیدن به دوران پرآشوب بلوغ به یك دام افتادم.

البتّه این منحصر به من نیست عدّه اى از همسالان من نیز به این دام افتاده اند.

در كلاس اوّل دبیرستان مبتلا به «یك نوع انحراف» شدم در عرض این چهار سال مقدار فراوانى از قواى فكرى خود را از دست داده ام. ده ها بار توبه كردم. ولى روز به روز ضعف نفس من زیادتر شده.

اكنون به طورى كه خودم حس مى كنم قسمت هاى عمده بدن من یعنى قلب و اعصابم دچار خلل شده، و بدتر از همه اراده ام را نیز به مقدار زیادى از دست داده ام، دائماً احساس حقارت مى كنم، خیلى كم حرف مى زنم، ورزش نمى توانم بكنم و حتّى به میهمانى هاى خانوادگى نیز نمى روم!...

به خوبى مى دانم كه آینده خوبى نخواهم داشت... این قدر بى اراده شده ام كه ترك این «عمل خطرناك» برایم كارى مشكل شده است...

علت چیست؟

علت این است كه عكس هاى زنان برهنه در دست همسالانم زیاد دیده مى شود.

فیلم هاى منحرف كننده و سكسى تنها سرگرمى ماست و كتاب هاى مزخرف با نازل ترین قیمت در دسترس ما قرار دارد.

مرا راهنمایى كنید. به من بگویید چطور مى توانم از این درد «كشنده» خلاص شوم؟!...».

* * *

 * نامه سوّم

«... آیا از وضع جوانان و درد دل هاى ما آگاهى دارید؟...

آیا مى دانید عدّه اى از جوانان دست به جنایت بزرگى مى زنند و گرفتار انحرافاتى هستند؟...

چندى پیش در خیابان ثریاى «یزد» مى گذشتم ناگهان چشمم به جوانى افتاد كه سن او در حدود 25 سال بود، بدنى بى حس و چشمانى نابینا داشت در حالى كه دست او در دست براد كوچكش بود، از خیابان مى گذشت.

من از چرخ پیاده شدم و از برادرش كه با هم آشنا بودیم پرسیدیم این كیست؟ گفت این برادرم است، مات و مبهوت انگشت بر دهان گذاشتم...

گفتم چرا برادرت به این روز افتاده؟ گفت تا 20 سالگى هیچ عیبى نداشت، ولى بر اثر اعتیاد به «یك نوع انحراف جنسى» چند سال است كه چشمش نابینا شده...

بدبختانه باز دست بردار نیست... تقاضا مى كنم هر چه زودتر زیان هاى این جنایت و راه علاج آن را براى ما «جوانان» تشریح كنید، چه كنیم كه ما هم آلوده این كارها نشویم؟...».

* * *

این بود قسمتى از نامه هایى كه از شهرستان هاى مختلف به دست ما رسیده و غالباً به عین عبارت (با حذف نام نویسندگان و عباراتى كه قابل درج نبود) در بالا آوردیم.

این نامه ها و مانند آنها «تابلوى زنده و گویایى» از وضع جوانان ما و آینده آنهاست، البتّه انكار نمى توان كرد كه افراد پاك و غیر آلوده به هیچ نوع انحراف اخلاقى، در میان جوانان فراوانند ولى تعداد قربانیان هم بسیار زیاد است.

اگر دست روى دست گذارده و تماشاگر این صحنه ها باشیم، هم این افراد پاك در معرض خطر آلودگى قرار خواهند گرفت، و هم افرادى كه آلوده شده اند به كلى از دست خواهند رفت و یا همچون قربانیان دیگر، افرادى ناتوان، قابل ترحم، شكست خورده، بینوا و احیاناً جنایتكار خواهند شد.

ولى ما امیدواریم با طرقى كه ارائه خواهیم داد حتى آلوده ترین افراد (اگر بخواهند) نجات پیدا كنند، و افراد پاك با توجه و مراقبت بیشترى به این مسائل نگریسته و راه پیشگیرى از هر گونه انحراف جنسى را دریابند.

قلب ما از شنیدن ناله این قربانیان به شدت مى لرزد، و نیش قلم هاى آنها كه به طرز تضرّع آمیزى استمداد مى كند روح هر انسانى را مى خراشد و جریحه دار مى سازد.

بدبختانه «مسأله جنسى جوانان» در زمانى كه بر اثر بدآموزى هاى فراوانى كه به وسیله پاره اى از مطبوعات بازارى و فیلم هاى سكسى، و پخش عكس هاى شهوت انگیز، و اعمال سوداگران دیگرى از این قماش، وارد مرحله بسیار خطرناكى شده است، و سوء استفاده از آزادى نیز مزید بر این علت گشته است، و اگر جهاد پى گیرى براى نجات جوانان نشود آینده شوم و مرگبارى در پیش خواهد بود.

گرچه تصوّر مى كنیم مشاهده وضع قربانیان این راه، كه نمونه هاى آن در بالا ذكر شد (گرچه هنوز نمى توان اسم آنها را قربانى گذاشت) و نمونه هاى دیگر كه كم و بیش خود شما خوانندگان عزیز دیده اید، به تنهایى معلّم گویایى است كه بسیار چیزها مى تواند به همه بیاموزد.

امّا اهمیّت موضوع ایجاب مى كند كه آنچه گفتنى است در این زمینه گفته شود و از پرتگاه هایى كه از این رهگذر در مسیر زندگى جوانان قرار دارد همگان آگاه شوند، و راه نجات «در دام افتادگان» نیز تشریح گردد.

ما همه شما و دوستان را به مطالعه دقیق این سلسله بحث ها دعوت مى كنیم، و به شما اطمینان مى دهیم كه اگر دل خود را در اختیار ما بگذارید و آنچه ما در اختیار شما مى گذاریم، مو به مو اجرا كنید از هر گونه خطرى رهایى خواهید یافت.




دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: جوانان و انحرافات جنسى : فریادهاى دردآلودى كه از هر سو بلند است! ، جوانان و انحرافات جنسى ، آموزش مسائل جنسی ، مسائل جنسی ، مسائل جنسی مردان ، مسائل جنسی خانم ها ، مسائل جنسی در کودکان ، مسائل جنسی دختران ، مسائل جنسی پسرها ،
آخرین ویرایش: - -

عواقب مرگبار انحرافات جنسى

1389/07/28 12:05

نویسنده : شهرام قاسمی
ارسال شده در: مهارت های زندگی ، روانشناسی ، پزشکی ، دانستنیهای پزشکی ،

عواقب مرگبار انحرافات جنسى
 

یكى از مهمترین مسائلى كه جوانان با آن   روبه رو هستند، و راه پیشگیرى افراد غیر آلوده، و درمان آلوده ها!
 

بدبختانه در عصر ما كه بعضى آن را «عصر مسائل سكسى» نام نهاده اند، بسیارى از نویسندگان بى هدف سعى دارند انحرافات جنسى جوانان را كوچك و كم اهمیّت جلوه دهند، و گاهى براى خوشایند بعضى از منحرفان آن را یك ضرورت زندگى و از لوازم دوران جوانى معرّفى نمایند!!

دسته اى هم كه مى دانیم و مى دانید دامن زدن به این مسأله را وسیله «كاسبى نامشروع» خود ساخته، و براى پیدا كردن سوژه هاى داغ جنسى و تهیه عكس هاى تحریك آمیز، زمین و زمان را زیر پا گذارده، و از هیچ دروغى هم پروا ندارند!



مثلا در یكى از مجلاتى كه به نام «زنان» انتشار مى یابد اخیراً خبر به اصطلاح تكان دهنده اى كه به قول نویسنده مجلّه سراسر اروپا را در بهت و حیرت فرو برده بود (و شاید دامنه آن نیز به زودى به كرات دیگر كشیده شود!) درج شده بود و آن این كه اخیراً زنى در یكى از جراید اعلان كرده است كه براى شوهرش معشوقه پیدا مى كند!!...

آنهاامثال این خبر را كه به احتمال قوى ساخته و پرداخته خود یا همكارانشان است به عنوان یك وسیله مؤثّر تبلیغاتى براى بالا بردن تیراژ مجله خود انتخاب مى كنند، حال نشر این گونه اخبار آن هم با آن آب و تاب، چه اثرى جز ننگ و فساد مى تواند براى اجتماع داشته باشد، اصلا براى آنها مطرح نیست.

بدبختى منحصر به اینها نیست، حتى بعضى از به اصطلاح جامعه شناسان و روانشناسان و پزشكان هم از این «موج جنسى»! بر كنار نمانده و كوشش دارند آن را طبیعى و بى ضرر جلوه دهند.



عدّه اى هم كه معتقد به عواقب شوم و دردناك این بى بندوبارى هستند در طرح این مسائل كه به منظور پیشگیرى صورت مى گیرد طورى مسأله را طرح مى كنند كه نه تنها كمكى به حل مشكل و درمان مبتلایان نمى كند بلكه راه هایى را هم كه بلد نبودند به منحرفین مى آموزد و انحرافى بر انحراف آنان مى افزاید!

مجموع این عوامل است كه مسأله انحراف جنسى را در میان جوانان به صورت فوق العاده پیچیده و وحشتناكى درآورده كه ریشه كن نمودن آن به این آسانى ممكن نیست و نیاز به صرف وقت و بودجه و طرح هاى دقیق فراوانى دارد.

* * *

زیان هاى استمنا

در هر حال جوانان باید با سرپنجه عقل و فكر خودشان، این پرده هاى جهل و جنایت را كه بر وى حساسترین حقایق مربوط به آنان انداخته شده پاره كنند، و به جاى فرار از درك


حقیقت و پناه بردن به مطالبى كه اثرى جز تخدیر و گمراه ساختن افكار آنها ندارد، بنشینند و حقایق حسى و روشنى را كه «حساب دو دو تا چهار تا» را دارد بررسى نمایند و سرانجام این انحرافات مرگبار را با چشم خود ببینند.

ما نخست در این جا گواهى بعضى از پزشكان و محقّقانى را كه سال ها از عمر خود را صرف مطالعه در پیرامون این گونه مسائل كرده اند نقل نموده، و سپس به تجزیه و تحلیل علل روانى و اجتماعى انحرافات جنسى پرداخته، و پس از آن راه مبارزه با این اعتیادهاى ننگین را شرح مى دهیم.

یكى از اطباى معروف در كتاب خود كه درباره زیان هاى عادت ننگین «استمنا» نوشته، مشاهدات جمعى از پزشكان را به این شرح نقل مى كند:

«هوفمان» مى گوید: «جوانى را دیدم كه از پانزده سالگى گرفتار این اعتیاد شوم شده بود و تا سن 23 سالگى آن را ادامه داده بود.

او چنان دچار ضعف قواى جسمانى گردید كه هنگامى كه


مى خواست كتابى را بخواند چشمهایش سیاهى رفته سرش درد مى گرفت، حالتى شبیه سرسام به او دست داده بود، مانند افراد مست دچار سرگیجه شده بود، حدقه هاى چشم او بیش از حد معمولى گشاد و باز شده، و در قعر چشمهاى خود درد شدیدى احساس مى كرد».

مشاهدات دكتر هوچین سون (HUOTCHINSON) ثابت مى كند عموم ناراحتى هاى مربوط به دستگاه تناسلى از آثار «استمنا» و ناراحتى هاى شبكیه چشم و مشیمیه از آن سرچشمه مى گیرد (دقت كنید).

نویسنده مزبور اضافه مى كند:

«نخستین نتیجه عادت به این كار شنیع این است كه قوت و شفافیت چشم ها زایل مى گردد، صورت رنگ اصلى خود را از دست مى دهد و پژمرده مى شود، در نگاه هاى مبتلایان به این كار هوش و ذكاوت اوّلى دیده نشده حالت گرفتگى در سیماى آنها ظاهر مى گردد، چشم هاى آنها با حلقه هاى كبودرنگى احاطه مى شود. بعد از آن سستى و تنبلى در


اعضاى مختلف مشاهده مى شود.

نقصان حافظه، خرابى اشتها، مشكل شدن هضم، تنگى نفس، تغییر اخلاق و مزاج به طور غیر قابل توضیح، حسادت، غم و كدورت، مالیخولیا، فكر گوشه گیرى و تنهایى از نتایج شوم ابتلاى به این انحراف جنسى است.

این طبیب در جاى دیگر از كتاب خود اضافه مى كند این عمل موجب فقرالدم (كم خونى) و ضایع شدن قواى جسمى و روحى مى گردد و باعث دوران سر، صداى گوش ها، كمردرد، سختى تنفس، كم شدن حافظه، لاغرى، ضعف و سستى و خلاصه عدم اقتدار كلى در بدن مى شود، و بر اثر رابطه نزدیكى كه با حواس پنجگانه دارد مخصوصاً در چشم و گوش اثر مى گذارد». (دقّت كنید).

عادت به این انحراف شوم جنسى مخصوصاً نیروى مقاومت بدن را در برابر بیمارى ها كم مى كند و به طورى كه پزشك مزبور تصریح مى نماید:

«اشخاصى كه به این عادت مذموم مبتلا هستند به محض


گرفتارى به یكى از بیمارى هاى وخیم به آسانى نمى توانند گریبان خود را از چنگال مرگ نجات دهند».

او سپس از قول یكى از نویسندگان نقل مى كند كه:

«جوانى را مى شناختم كه مبتلا به این عادت شوم بود او گرفتار یكى از «بیمارى هاى تب دار» شد در روز ششم بیمارى كه كاملا ضعیف شده بود باز نتوانست دست از عمل خود بردارد لذا مرگ با تمام وحشت خود بر او ظاهر گشت و او را در كام خود فرو كشید»!

و نیز نقل مى كند:

«یكى از مبتلایانى كه به یك نوع از این عادت شوم، مداومت مى نمود رفته رفته ضعف شدیدى در خود احساس كرد، بدن او رو به لاغرى گذاشت ساق پا و ران هاى او به طور محسوسى ضمور (كم گوشت) شد و كمردرد او را آزار مى داد ادامه این عمل منتهى به فلج عمومى بدنى او گردید و پس از شش ماه بسترى شدن كه با وضع قابل ترحمى با مرگ دست به گریبان بود در آغوش مرگ فرو رفت»!


مخصوصاً ابتلاى به این عادت شوم براى مجروحین و آنهایى كه عمل جراحى در بدنشان شده فوق العاده خطرناك مى باشد.

كوتاه سخن این كه به گفته همان «پزشكى» و هم از نظر «مذهبى» منفور است موجب خرابى و نابودى وجود انسان و تزلزل روح مى گردد!

منبع : سایت حضرت آیت الله مکارم شیرازی




دیدگاه ها : نظرات
برچسب ها: مسائل جنسی درآقایان ، مسائل جنسی در خانم ها ، ماسئل جنسی درآقایان ، مسائل جنسی ، جنسی ، مسائل جنسی چیست ، عواقب مرگبار انحرافات جنسى ،
آخرین ویرایش: - -



تعداد کل صفحات : 78 ... 2 3 4 5 6 7 8 ...
Check Google Page Rank

تصویر ثابت